مرد را آن بهاست که بدان نیک داناست آن ارزى که مىورزى ، [ و این کلمهاى است که آن را بها نتوان گذارد ، و حکمتى همسنگ آن نمىتوان یافت و هیچ کلمهاى را همتاى آن نتوان نهاد . ] [نهج البلاغه]
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزرده گزند مباد سلامت همه آفاق در سلامت توست به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد... هر آنکه روی چو ماهت به چشم بد بیند بر آتش تو بجز چشم او سپند مباد شفا ز گفته شکر فشان حافظ جوی که حاجتت به علاج گلاب و قند مباد
ورود به بخش مدیریت